نا اشنا از فروغ فرخزاد
عضویت در سایت
- برای مطلع شدن از اضافه شدن مطالب جدید به سایت در خبرنامه عضو شوید .
محل کد خبرنامه
مطالب قبلی
نویسندگان وبلاگ
لوگو دوستان

لوگو دوستان
جستجو در وبلاگ

آرشیو وبلاگ

» نا اشنا از فروغ فرخزاد

بازهم قلبی به پایم اوفتاد

بازهم چشمی به رویم خیره شد

بازهم در گیر و دار یک نبرد

عشق من بر قلب سردی چیره شد

 

بازهم از چشمه لبهای من

تشنه ای سیراب شد،سیراب شد

بازهم در بستر آغوش من

رهوری درخواب شد،درخواب شد

 

بر دو چشمش دیده می دوزم به ناز

خود نمی دانم چه می جویم در او

عاشقی دیوانه میخواهم که زود

بگذرد از جاه و مال و آبرو

 

اوشراب بوسه میخواهد ز من

من چه گویم قلب پرامید را

او به فکر لذت و غافل که من

طالبم آن لذت جاوید را

 

من صفای عشق میخواهم از او

تا فدا سازم وجود خویش را

او تنی میخواهد از من آتشین

تابسوزاند در او تشویش را

 

او به من می گوید ا‌ی آغوش گرم

مست نازم کن،که من دیوانه ام

من به او می گویم ای آشنا

بگذر از من،من ترا بیگانه ام

 

آه از این دل،آه از این جام امید

عاقبت بشکست و کس رازش نخواند

چنگ شد در دست هر بیگانه ای

ای دریغا،کس به آوازش نخواند



نظرات شما عزیزان:

MAJID
ساعت13:33---19 مرداد 1395
like

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





نويسنده: rojin taheri تاریخ: چهار شنبه 7 آبان 1393برچسب:, موضوع: <-PostCategory-> لینک ثابت